دود می خیزد....

خرید بک لینک
دود می خیزد ز خلوتگاه من
کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟
با درون سوخته دارم سخن
کی به پایان می رسد افسانه ام ؟
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به
گیسوی سحر
خویش را از ساحل افکندم در آب
لیک از ژرفای دریای بی خبر
بر تن دیوارها طرح شکست
کس دگر رنگی در این سامان ندید
چشم می دوزد خیال روز و شب
از درون دل به تصویر امید
تا بدین منزل پا نهادم پای را
از درای کاروان بگسسته ام
گر چه می سوزم از
این آتش به جان
لیک بر این سوختن دل بسته ام
تیرگی پا می کشد از بام ها
صبح می خندد به راه شهرمن
دود می خیزد هنوز از خلوتم
با درون سوخته دارم سخن
"سهراب سپهری "

رفیق خوب...

ما را در سایت رفیق خوب دنبال می‌کنید

برچسب: دود میخیزد ز خلوتگاه من,دود میخیزد سهراب سپهری,دود می خیزد,دود می خیزد ز خلوتگاه,شعر دود میخیزد سهراب سپهری,شعر دود میخیزد ز خلوتگاه من,شعر دود می خیزد, نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 17:29

صفحه بندی